الشيخ محمد بن عبد الفتاح ( سراب التنكابني ) ( فاضل سراب )
35
ضياء القلوب ( فارسى )
و با ظهور شناعت رد كلام رسول اللّه صلّى اللّه عليه و آله به اطلاع نداشتن ما بر مصلحت در آنچه امر به آن كرده است و گمان مفسده كردن در آن ، اين كلام در نهايت ضعف است به واسطهء منتقض شدن اين [ به يحيى ] و عيسى عليهما السّلام « 1 » و به منع كردن تساوى نبوت و امامت . و چهارم : تصريح ابن عباس به اينكه اهل حجى و نهى او را كامل مىشمارند از زمانى كه اللّه تعالى منار اسلام را بلند كرده است و مرادشان به اين كمال استحقاق امامت مطلقه نيست اگر چه بعد از عمر باشد ، و الّا امير المؤمنين عليه السّلام را محروم و محدود نمىشمردند . پس شمردن امير المؤمنين عليه السّلام را محروم از خلافت دلالت دارد بر عدم اعتقادشان به استحقاق هيچ يك از ثلاثه مر امر را ، پس اجتماع متحقق نشده بر امامت هيچ يك از ثلاثه . و پنجم : در نسبت صرف به مهاجرين به قول خود كه صرفوها بادى بدء باز دلالت هست بر بودن امامت حق امير المؤمنين عليه السّلام به بيان رسول اللّه صلّى اللّه عليه و آله ، اما صرف كردند آن را به واسطهء امورى كه مصلحت گمان كردند به واسطهء توهم كردن ايشان كه : رسول اللّه صلّى اللّه عليه و آله از آن مصلحتها غافل بوده و توهم خطا [ ء ] رسول اللّه صلّى اللّه عليه و آله از جهل به مرتبهء او ناشى شده است همچنان كه مكرر مذكور شد . و ششم : در قول او كه : ان الحرص محرّمة دلالت است بر گمان بردن او حرص امير المؤمنين عليه السّلام را ، و ظاهر اين است كه آن را ظن ناشى شده است از غايت اهتمام امير المؤمنين عليه السّلام در طلب امر به واسطهء اهتمام كردن در اجراء
--> ( 1 ) . در نسخهء خطى : اين كلمه و عيسى عليها السّلام .